نیما کمالی کارآفرین ۲۵ ساله، با ترکیب خلاقیت هنری و مهارتهای فنی کسبوکار کوچک خود را راهاندازی کرد و در کمتر از چهار سال به موفقیت چشمگیری دست یافت. داستان الهامبخش او را از دست ندهید.
ایدهای نوآورانه در دنیای دیجیتال
الهام بهرامی: ابتدا از جناب آقای نیما کمالی تشکر میکنم که وقت ارزشمندشان را در اختیار ما گذاشتند. ممنونم که اینجا هستید تا در مورد تجربیاتتان به عنوان یک کارآفرین جوان و موفق صحبت کنید و آنها را با مخاطبان مهر احسان به اشتراک بگذارید.
اولین سوالم این است: «آقای کمالی از کجا ایده خلاقانه برای راهاندازی کسبوکار خود به ذهنتان رسید؟»
ما از زمانی که وارد این حیطه شدیم، من خودم کار طراحی محصول را انجام میدادم و تخصصام در Product Design [طراحی محصول] است. با برنامهنویسان مختلفی کار میکردم و پس از تشکیل تیم خودمان، تمرکزم روی این بود که علاوه بر پروژههایی که داریم، یک محصول دیجیتال از خودمان نیز داشته باشیم.

تبدیل علاقه به کسبوکار
معمولا پلتفرمها یا subscription (هزینه اشتراک) دارند یا میتوانید آنها را به عنوان یک محصول بفروشید که باعث میشود که بعد از مدتی دیگر نیازی به صرف زمان زیاد روی کار نباشد. این موضوع برای تیم من بسیار مهم بود، چون ما سالها برای افراد مختلف کار کرده بودیم و به دنبال انجام پروژههای خاص و چالشبرانگیز بودیم.
حدود دو سال پیش در جایی دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم بر روی ایدههایی کار کنیم که مردم به آنها نیاز دارند. ما به عنوان یک تیم تجربههای زیادی به دست آوردیم.
چندین سال پیش در دفتری که داشتیم، فضایی را به اتاق فکر اختصاص دادیم. سپس تصمیم گرفتیم که روی تعدادی از ایدهها کار کنیم. ما خیلی کافهبرو بودیم و دوست داشتیم از این کافه به اون کافه برویم.
حقیقتش یک بار در کافهای نشسته و مشغول انجام یک کار طراحی بودم که یکی از دوستان دوران دبیرستانم، آقای پویان قاسمی را ملاقات کردم؛ او هم روی پروژهای از اداره برق کار میکرد و اتفاقی من وارد بخش طراحی آن پروژه شدم و این به نوعی شروع جدی من در حوزه UI/UX بود.
برای راهاندازی کسبوکار خود از مهر احسان کمک بگیرید! منتظر ایدههای خلاقانه شما هستیم؛ برای دریافت فرم طرح کسبوکار کلیک کنید.
طراحی رابط کاربری برای ادارات و سازمانهای بزرگ
تیم ما پروژههای مختلفی را شروع کرد و یکی از پروژههای بزرگ ما با نام «اصفهان من» به شهرداری اصفهان مربوط میشد. به طور کلی، تجربههای جالب دیگری هم در این دو سال اخیر داشتیم که منجر به یادگیری و پیشرفت شد.
پروژههای اختصاصی کسبوکار نیما کمالی
تیم من پروژهای را با بودجه شخصی آغاز کرده است که مدیریت کافهها و رستورانها را آسانتر میکند. این پلتفرم شامل سیستمهای حسابداری و مدیریت پرسنل است و به تمامی نیازهای مربوط به مدیریت کارمندان و صدور فیش پاسخ میدهد.
این نرمافزار به طور کلی یک پکیج کامل است و از بسیاری جنبهها نسبت به نرمافزارهای موجود در بازار برتری دارد. طراحی رابط کاربری آن به گونهای است که بسیار روانتر و جذابتر از باقی نرمافزارهاست و من به عنوان طراح آن بر روی این نکته تمرکز زیادی داشتهام.
این پروژه زمانبر بوده و واقعا زمین تا آسمان با نرمافزارهای موجود در بازار تفاوت دارد. زیبایی در این نرمافزار مهم است، اما مهمتر از آن راحتی در استفاده از آن است. تجربه کاربری، اصلیترین نکتهای است که ما به آن توجه داریم. حتی اگر نرمافزار زیبایی خاصی نداشته باشد، اگر کاربر با آن راحت کار کند، موفق عمل کردهایم.
میخواهم بپرسم چه چیزی میتواند باعث خوشحالی شما در حوزه کارآفرینی شود؟ مثلا، چه اتفاقی برای کسبوکارتان بیفتد تا واقعا خوشحال بشوید؟
موفقیت به نظر من مفهومی نسبی است. هنوز خودم را یک فرد موفق نمیدانم، حتی اگر بسیاری از افراد به دستاوردهای بهتری برسند. برخی ممکن است در مقایسه با من، خود را موفقتر بدانند یا بالعکس. به نظرم زندگی اصولا نسبی است و نمیتوان یک معیار یکسان برای سنجش موفقیت همه افراد در نظر گرفت. این دیدگاه من است و به همین دلیل نمیخواهم بگویم که آیا رویکرد دیگران درست است یا نه.
در مورد پلتفرمها صحبت میکردیم. امیدوارم که این پروژه به جایی برسد که به تحقق اهداف تیمتان نزدیکتر شوید. پروژه کنونی شما چیست؟
در حال حاضر، پلتفرمی را برای آرایشگاههای زنانه در نظر گرفتیم. این پلتفرم کاربردی برای مدیریت حسابداری و کارکنان آرایشگاههای زنانه طراحی شده است.

چالشها و فرصتهای کارآفرینی
حالا میخواهم از شما بپرسم که در جایگاه فعلی خود، چه توصیهای به نیمای پنج سال قبل دارید؟
این سوال واقعا سختی است. به خوبی به یاد دارم که در آن سنین چه دیدگاهی داشتم. زمانی که در دانشگاه صنعتی اصفهان مهندسی عمران میخواندم، خیلیها به من میگفتند که احمق هستم که میخواهم از این دانشگاه انصراف بدهم. اما من اصرار داشتم که نمیخواهم تمام عمرم را در این حوزه بگذرانم.
در آن زمان ۱۸ ساله بودم و به آیندهام فکر میکردم. درک میکردم که اگر کاری را که به آن علاقهای ندارم، ادامه دهم، ممکن است دچار مشکلاتی شوم. به همین دلیل، به دنبال علاقهام رفتم و تصمیم گرفتم در حوزه هنر فعالیت کنم.
در دوران نوجوانی، دوست داشتم در هنرستان موسیقی تحصیل کنم. خانوادهام با این موضوع موافقت نمیکردند اما این بار به انتخاب خودم پایبند ماندم و از این بابت خوشحالم؛ کارهایی را که دوست داشتم، انجام دادم، حتی وقتی دیگران مخالف بودند.
زمانی که در دانشگاه صنعتی بودم، دوران سختی را تجربه میکردم. درسهایی که میگذراندم، برایم دشوار بود، اما وقتی به زبان میرسید، همه چیز راحتتر میشد. من توانایی خوبی در زبان داشتم و قبل از ورود به دانشگاه، مدرک دیپلم زبان را گرفته بودم. وارد رشته زبان شدم. در حین تحصیل مترجمی زبان انگلیسی در دانشگاه اصفهان، یادگیری فعالیتهای هنری نیز ادامه یافت؛ من در کانون فیلم، عکس و همچنین کانون موسیقی فعالیت میکردم.
در کانون موسیقی تدریس میکردم و با توجه به محیطی که در آن قرار داشتم، احساس میکردم در مسیری هستم که واقعا به آن علاقه دارم. اما به تدریج متوجه شدم که باید کاری را انجام دهم که هم به آن عشق بورزم و هم از آن درآمد کسب کنم. در ابتدا به فکر موسیقی بودم، اما خیلی زود متوجه شدم که درآمدزایی از کار در این زمینه مخصوصا در سبک مورد علاقه من در ایران برایم سخت خواهد بود. اینجا بود که به حوزه سئو وارد شدم و در این زمینه تجربه کسب کردم.
دوران سختی را پشت سر گذاشتم و با نرمافزارهای مختلف مانند فتوشاپ و ایلستریتور آشنا شدم و خودم آنها را یاد گرفتم. این تجربیات به من این فرصت را داد که بفهمم کارفرما چه انتظاراتی از من دارد و چه مسیری باید طی کنم.
تجربه عملی، کلید تسلط بر نرمافزارهای طراحی
اگر بخواهم درباره آموزش و یادگیری مهارتهای فنی صحبت کنم، به نظرم همزمان کارکردن با یادگیری تاثیر زیادی دارد. در این موقعیتها میتوانید بفهمید که کارفرما دقیقا از شما چه میخواهد و باید چه مهارتهایی را یاد بگیرید.
یک سوال دیگر این است که آیا هیچوقت نگران بودید که کسبوکارتان را از دست بدهید و چطور بر این نگرانی غلبه کردید؟
در ایران هر کسبوکاری همیشه با خطرات و چالشهایی مواجه است. من هم احتمال از دستدادن پروژهها و نیروهایم را در نظر میگیرم، اما معتقدم اگر بخواهم از این چالشها دوری کنم، چیز جدیدی یاد نخواهم گرفت. جسارت یکی از ویژگیهای کلیدی من است که مرا در این راه نگهداشته است.
موفقیت و آینده
به نظر شما در این مسیر، بهترین راه برای یادگیری و پیشرفت چیست؟
من با تمرین و انجام پروژههای مختلف مهارتهای خود را پرورش دادهام و به نظرم هیچ چیز مهمتر از تجربه واقعی نیست. همچنین، پژوهش و یادگیری از منابع آنلاین و تعامل با افراد موفق در این زمینه نیز بسیار موثر است.
به نظر من، هیچ دو نفری شبیه هم نیستند و هر فردی میتواند یک اثر انگشت منحصر به فرد از خود به جا بگذارد. زندگی هر کس مانند یک اثر انگشت مختص به خودش است و من نمیتوانم خودم را به جای دیگری بگذارم یا برعکس. اما اگر کسی باشد که شرایط و دیدگاهش کمی به من نزدیکتر باشد، راهنمایی من میتواند برای او مفید باشد.
به نظر من، مهم این است که شما حتما باید انجام کاری را شروع کنید. وقتی که مشغول به کار هستید، نیمی از مسیر را پیمودهاید. سپس باید با دقت بررسی کنید که این کار در چه شرایطی است و آینده شغلیاش چگونه خواهد بود. خوشبختانه، امروز ما اطلاعات زیادی از مشاغل مختلف در دسترس داریم و با جستجوی سادهای میتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم. این به ما کمک میکند تا علاقههایمان را بشناسیم و درباره فعالیتهایی را که دوست داریم انجام دهیم، شناخت پیدا کنیم.
تا زمانی که به انجام کار نپردازید، نمیتوانید بفهمید آیا واقعا در آن کار مناسب هستید یا نه! این مرحله، قدم اول در مسیر شماست.
تحولی شگفتانگیز: نیما چگونه با خودآموزی به درآمد رسید
بعد از آن، باید به کسب تخصصهای مربوطه توجه خاصی داشته باشید و مهارتهای لازم را بیاموزید تا بتوانید با کارفرماها ارتباط برقرار کنید.
دنیای امروز به شکلی است که اطلاعات و دادهها در دسترس هستند و میتوان با استفاده از آنها به تحلیلهای بهتری از مشاغل و علایق پرداخت. با رشد فناوری و اینترنت، این امکان فراهم شده است که افراد به راحتی به منابع گستردهای از دادهها دسترسی داشته باشند.
در حال حاضر، منابع مختلفی وجود دارد که میتوانیم از آنها برای شناخت بازار کار و مشاغل استفاده کنیم. با وجود منابع آموزشی آنلاین مانند Coursera، Udemy و … افراد میتوانند مهارتهای جدید را حتی رایگان یاد بگیرند و خود را برای مشاغل جدید آماده کنند.
چیزی که واقعا مهم است: «کارفرما وقت ندارد تا برای شما توضیح دهد یا به شما جزئیات را بگوید.» شما باید در کوتاهترین زمان ممکن بفهمید که کارفرما چه نیازهایی دارد. این فقط در صورتی اتفاق میافتد که شما در حوزهتان تخصص بالا داشته و تجربه لازم را کسب کرده باشید.
در مورد استراتژی بازاریابی محصول نهایی خود هم برای مخاطبان ما توضیح دهید.
حالا اگر به بحث بازاریابی نرمافزارها و پلتفرمها برسیم، من دو رویکرد برای این کار دارم: یکی این است که خودمان اقدامات لازم را یاد بگیریم و انجام دهیم و دیگری این که یک متخصص را استخدام کنیم تا کار را انجام دهد. من به روش دومی تمایل بیشتری دارم، چرا که شاید در زمینه بازاریابی چندان استعداد نداشته باشم.
البته اگر در مذاکرات مسلط نباشید و تخصص کافی نداشته باشید، نمیتوانید پروژههای خوبی را بگیرید.
نکات کلیدی برای موفقیت از زبان نیما کمالی
در پایان، توصیهای برای جوانانی که میخواهند در حوزه کارآفرینی وارد شوند، دارید؟
اگر شرایطش را دارید، حتما کاری را که به آن علاقهمند هستید، دنبال کنید و به هیچ وجه به نظرات دیگران اهمیت ندهید. من اعتقاد دارم که باید خودتان انتخاب کنید و در مسیری که به آن علاقه دارید، حرکت کنید.
به نظر من، اگر شرایطش را دارید، باید اقدام کنید. چون در ایران زندگی میکنیم، بسیاری از چیزهایی که در نقاط مختلف جهان جواب میدهد، برای ما کاربرد ندارد. اما اگر در موقعیتی هستید که میتوانید خودتان تصمیم بگیرید، حتما باید کاری را که به آن علاقه دارید، با تمام قدرت دنبال کنید.
نباید به حرفهای دیگران توجه کنید که میگویند این کار خوب است یا آن کار بد. به نظر من، «علاقه» چیزی نیست که از همان ابتدا آن را بشناسید. باید گام بردارید و تجربیات مختلف را کسب کنید تا بفهمید چه کارهایی به شما حس خوب میدهد.
وقتی که در مسیری قرار میگیرید، میتوانید بفهمید که آیا در آن کار حالتان خوب است یا نه. با افزایش سن، ناخودآگاه تعداد گزینههای موجود برای شما کمتر میشود. بنابراین، اگر در سنین پایین بتوانید این موضوع را درک کنید، کمک بزرگی به شما خواهد کرد.
من خودم به دنبال این موضوع بودم که آیا واقعا در مسیر درستی قرار دارم یا نه. متوجه شدم که هیچکس به من نخواهد گفت که دارم کار درستی انجام میدهم. باید خودتان را در این مسیر پیدا کنید و به خودتان اعتماد کنید.
سخن پایانی نیما کمالی با مهر احسان
واقعا متشکرم که اینقدر صمیمانه و با صراحت با من صحبت کردید. از شما ممنونم که به سوالاتم پاسخ دادید و وقت گذاشتید. این گفتگو برایم خیلی ارزشمند است. شور و شوقی که در شما وجود دارد، باعث میشود حس خوبی به آدم دست بدهد.
زمانی که راجع به این مسائل صحبت میکنم، کمی تندتر حرف میزنم و شاید حتی انتقادی هم بشوم. من هم از گفتگو با شما خوشحال شدم.
اگر موضوع یا حرف دیگری هم دارید، خوشحال میشوم، بشنوم. در غیر این صورت، واقعا از شما سپاسگزارم که وقت خود را به من اختصاص دادید.
شما هم خیلی لطف کردید و من از این بابت خیلی ممنونم. خداحافظ و امیدوارم روز خوبی داشته باشید!
با تمام وجود برای شما آرزوی بهترینها را دارم. خدا نگهدار!
الهام بهرامی، نویسنده و مترجم خلاق ایرانی، با اشتیاقی فراوان در پی تولید محتوای متنی جذاب و خواندنی است تا فرهنگ خرد، دانایی، آگاهی و علاقه به مطالعه را در جامعه پرورش دهد.
او سعی میکند افکار و ایدههای نو را به دنیای نشریهها و مجلات بیاورد و خوانندگان را به کشف دنیای شگفتانگیز دانایی تشویق کند.





