در این همهمه شهر، در این کوچهپسکوچههای پر پیچ و خم زندگی، گاهی وقتها یک ندایی از ته دل آدم بلند میشود. ندایی که میگوید: «بیا، دست یکی رو بگیر! بیا یه کاری کن که امید تو دل یکی زنده بشه!» این ندا البته لحنش در هر دورهای فرق کرده. مثلا همین امروز و دیروز، این جوانترها هستند که دارند با سازهای خودشان سمفونی نیکوکاری را مینوازند.
«نسل هزاره» (همانهایی که بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۶ به دنیا آمدهاند) و «نسل زد» (یعنی متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) وقتی وارد جامعه شدند، نه فقط شیوه خرید و مصرف ما را عوض کردند، بلکه شکل و شمایل بخشش و مشارکت را هم تغییر دادند. این دو نسل که در دوران پر از تغییر و تحول، چه اجتماعی، چه اقتصادی و چه تکنولوژی بزرگ شدهاند، یک جور دیگر به نیکوکاری نگاه میکنند. اینها فقط دنبال پولدادن نیستند، بلکه میخواهند تاثیری عمیق و واقعی روی مشکلات جامعه بگذارند. حالا در این نوشته، میخواهیم ببینیم این دو نسل چه شباهتها و چه تفاوتهایی در نیکوکاری دارند و سازمانهایی مثل مهر احسان چطور میتوانند با این «معماران جدید تغییر» یک رابطه حسابی و پایدار بسازند تا از این همه انرژی خوبشان برای بهترکردن جامعه استفاده کنند.

نسل هزاره: دغدغههایی از جنس تاثیر و ارتباط
نسل هزاره، که خیلیها بهشان میگویند «نسل هدفمند» نیکوکاری را فقط یک کار خیرخواهانه نمیدانند. به نظرشان این یک جور سرمایهگذاری اجتماعی است. برخلاف نسلهای قبلی که بیشتر حمایتشان معطوف به یک سازمان خاص بود، دغدغه اصلی هزارهایها خودِ آن مسئله یا هدفی است که پشت نیکوکاری قرار دارد. تحقیقات نشان میدهد که بیش از نیمی از آنهایی که زیر ۳۸ سال سن دارند (یعنی ۵۵ درصدشان)، بیشتر به مشکلات و اهدافی که برای خودشان مهم است توجه میکنند تا به اسم و رسم سازمانها. این یعنی میلنیالها میخواهند بدانند کمکشان، هر کجا که میرود، چطور یک گرهای را باز میکند و یک تغییر واقعی به وجود میآورد.
برای این نسل، شفافیت و قابلیت اندازهگیری تاثیر حیاتی است. آنها سخت باور دارند که کمکشان موثر است و دنبال نتایج ملموس و قابل دیدن هستند. این نیاز به شفافیت، سازمانها را وادار میکند که نه تنها نشان دهند پولها چطور خرج شده، بلکه تاثیر واقعی کارهایشان را هم با معیارهای روشن و قابل فهم به نمایش بگذارند. میلنیالها دوست دارند داستانهای واقعی و بهروز شده از پروژهها و برنامهها ببینند تا تاثیر کمکهایشان را در دنیای واقعی حس کنند. این میل به دیدن نتیجه، نیکوکاری را برایشان به یک تجربهی معنادار و ملموس تبدیل میکند.
گذشته از اینها، میلنیالها فقط پول نمیدهند؛ آنها میخواهند مهارتهای خاص خودشان را هم به کار بگیرند و به شکلهای مختلفی با سازمانها درگیر شوند. این تمایل به مشارکت چند وجهی نشان میدهد که نیکوکاری برایشان فراتر از یک معامله مالی است و تبدیل به یک مشارکت فعال و همهجانبه میشود. این نسل میخواهد از «دریافتکننده» به «شریک» تبدیل شود، نه فقط به عنوان یک اهداکننده، بلکه به عنوان همکار فعال و سرمایهگذار زمان و مهارت. این دیدگاه فرصتهای جدیدی برای سازمانهایی مثل مهر احسان فراهم میکند تا با ارائه نقشهای معنادار و فرصتهای رهبری، یک ارتباط عمیقتر و پایدارتر با این نسل برقرار کنند و آنها را در مسیر توانمندسازی جامعه شریک سازند.

شیوههای مشارکت: فراتر از پول
شیوههای مشارکت نسل هزاره هم بازتابی از انگیزههای عمیق آنهاست. نکته جالب در میان میلنیالها تمایلشان به اهدای مکرر در طول سال است. همین باعث میشود برنامههای اهدای مستمر (recurring giving) برایشان خیلی مناسب باشد، چون با سبک زندگی «اشتراکی»شان و مدلهای پرداخت ماهانه آشنا هستند. کارتهای اعتباری/دبیت و پول نقد روشهای ترجیحی پرداختشان است.
ولی نیکوکاری برای میلنیالها به کمک مالی محدود نمیشود. فراتر از آن ۶۴ درصدشان حمایتهای غیرنقدی ارائه میدهند و ۴۸ درصد هم علاوه بر پول، وقتشان را به صورت داوطلبانه صرف میکنند. انگیزه اصلی داوطلبیشان، شور و اشتیاق به ماموریت سازمان، ارتباط شخصی با هدف و تمایل به حداکثر رساندن تاثیرگذاری است. این نشان میدهد که آنها دنبال نقشهای فعال و معنادار هستند که بتوانند در آن، دانش و مهارتهای خود را به کار بگیرند.
جمعآوری کمک مالی «همتا به همتا» (Peer-to-Peer Fundraising) هم بین میلنیالها خیلی محبوب است؛ بیش از نیمی (۵۲ درصد) مایل به شرکت در این نوع کمپینها هستند، چون از کمک به سازمانی که برایشان مهم است لذت میبرند و احساس میکنند تاثیر بزرگتری دارند. این روش به آنها اجازه میدهد تا از شبکه اجتماعی خودشان برای گسترش دایرهی تاثیرگذاری استفاده کنند.
راههای پیداکردن سازمانهای خیریه و ارتباط برقرارکردن با آنها برای میلنیالها بیشتر از طریق گروههای اجتماعی (خانواده، دوستان، همکاران)، اینستاگرام و جستجوی گوگل است. همچنین ۶۰ درصدشان مشترک خبرنامههای ایمیلی سازمانها هستند و به بهروزرسانی برنامهها و داستانهای مددجویان علاقه نشان میدهند. برای نگهداشتن این اهداکنندگان، ارتباطات منظم و غیرمالی (مثل بهروزرسانی برنامهها و خبرنامهها) حیاتی است، چون بیاعتمادی به نحوه استفاده از کمکها یا عدم احساس ارتباط با سازمان از دلایل اصلی قطع حمایت آنهاست. این رویکرد نشان میدهد که میلنیالها میخواهند از دریافتکننده به شریک تبدیل شوند و سازمانها باید آنها را نه فقط به عنوان اهداکننده بلکه به عنوان همکاران فعال و سرمایهگذاران زمان و مهارت ببینند. این دیدگاه، فرصتهای جدیدی ایجاد میکند تا با ارائه نقشهای معنادار و فرصتهای رهبری، ارتباط عمیقتر و پایدارتری با این نسل برقرار شود و آنها را در فرآیند توانمندسازی شریک سازد.
روایت چهارده میلیارد ریال مهربانی سازمان مردم نهاد مهر احسان فارس

نسل زد: پیشگامان تغییر در دنیای ارتباطات
نسل زد که در عصر ارتباطات به دنیا آمده است، روحیهای فعالگرا و مطالبهگر دارد. با اینکه سنشان کم است و ممکن است درآمد محدودی داشته باشند، اما این نسل میل قوی و رو به رشدی به بخشش دارد؛ ۵۷ درصدشان کمکهای مالی را در بودجه سالانهشان برنامهریزی میکنند و ۴۰ درصد برای اهدای کمک از هزینههای شخصی خودشان میزنند. این ارقام نشاندهنده تعهد عمیق و ارزشمحور بودن نیکوکاری برای آنهاست.
علاقههای نیکوکارانه نسل زد خیلی گسترده است، اما بیشتر ریشه در میل به پیشرفت و برابری دارد. عدالت اجتماعی و سیاست (۲۹ درصد)، مسائل سیاسی محافظهکارانه (۱۷ درصد)، خیریههای کودکان (۱۲ درصد)، سازمانهای بهداشتی (۱۱ درصد)، و محیط زیست/حیات وحش (۷ درصد) از اولویتهایشان است. آنها خودشان را عامل تغییر اجتماعی فعال میدانند و به قدرت فعالگرایی و تاثیرگذاری جمعی برای ایجاد تغییرات اساسی در جامعه باور دارند. این نشان میدهد که آنها نیکوکاری را نه فقط یک کار خیر، بلکه مشارکت در یک جنبش برای تغییرات ساختاری در جامعه میبینند. مهر احسان با رویکردش در توانمندسازی افراد برای تبدیلشدن به عامل تغییر در جامعه میتواند این حس جنبش را در نسل زد تقویت کند و آنها را به عنوان شرکای اصلی در این دگرگونی اجتماعی جذب کند.
وفاداری به اهداف و دیدن تاثیر برای نسل زد هم خیلی مهم است. ۵۳ درصدشان دوباره به هدفی که برایشان مهم است کمک میکنند و ۳۸ درصد حداقل سه بار در پنج سال به یک هدف کمک کردهاند. این وفاداری از تمایل آنها به حس «بخشی از چیزی بزرگتر بودن» و دیدن تاثیر پولشان نشئت میگیرد. آنها میخواهند مطمئن شوند که کمکهایشان هرچند کوچک به نتایج ملموس و قابل اندازهگیری منجر میشود.
کدام یک آینده بهتری میسازد؟ سازمان مردمنهاد یا خیریه! | مهر احسان

دروازههای دیجیتال و مشارکتهای نوین
نسل زد بومیان واقعی دنیای دیجیتال هستند؛ ۷۹ درصدشان از طریق شبکههای اجتماعی با اهداف خیریه آشنا میشوند، ۱۸ درصد قبل از کمک، پستهای سازمان را بررسی میکنند و ۱۴ درصد هم میخواهند بهروزرسانیها را از همین کانالها دریافت کنند. اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب پلتفرمهای اصلیشان برای پیداکردن و تعامل با سازمانها هستند. این یعنی حضور قوی و هدفمند در این فضاها برای سازمانهای خیریه ضروری است.
تجربه اهدای ساده و بیدردسر یک انتظار اساسی برای این نسل است. آنها انتظار دارند که فرآیند اهدای کمک سریع و آسان باشد. فرمهای طولانی، صفحات نامرتب یا نتایج نامشخص کمک مالی آنها را دلسرد میکند. اهدای مستقیم از وبسایت، صفحات مناسب برای موبایل، گزینههای اهدای تکراری و انعطافپذیر و رسیدهای فوری با بهروزرسانی شفاف تاثیر برایشان مهم است. این نسل دنبال کارایی و سادگی در هر تعاملی از جمله نیکوکاری است.
نکته مهم دیگر این است که نسل زد فراتر از کمک مالی، دنبال داوطلبی و وکالت برای اهداف مورد نظر خودشان هستند. تنها ۱۹ درصد از نسل زد مستقیم پول میدهند، اما ۸۵ درصد به نوعی از اهداف خیریه حمایت میکنند. آنها کمکهای غیرنقدی، داوطلبی، حمایت و فعالیتهای جمعآوری کمک مالی جامعهمحور را ترجیح میدهند. همچنین، ۸۹ درصد به فرصتهای اهدای محل کار و ۹۲ درصد به داوطلبی محل کار روی میآورند. این نشان میدهد که سازمانها باید طیف وسیعی از فرصتهای مشارکت را ارائه دهند.
داوطلبی هدفمند و متنوع برای نسل زد خیلی جذاب است؛ آنها به شدت به داوطلبی علاقه دارند، به خصوص اگر عمیقا به اهداف سازمان باور داشته باشند. انگیزههای اصلیشان برای داوطلبی شامل تاثیرگذاری بر جامعه (۹۳ درصد)، ایجاد ارتباطات (۸۵ درصد)، فرصتهای رشد (۷۹ درصد) و کاوش شغلی (۷۷ درصد) است. آنها هم داوطلبی حضوری و هم خرد-داوطلبی (micro-volunteering) و داوطلبی مبتنی بر مهارت (skill-based volunteering) را ارزشمند میدانند. این نسل نه تنها در فضای دیجیتال زندگی میکند، بلکه از آن برای یادگیری، وکالت و اهدای کمک استفاده میکند. آنها ۱۰ برابر بیشتر از بومرها کمکهایشان را در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارند و تبدیل به تبلیغکنندگان برند و اینفلوئنسرهای غیررسمی میشوند. این نشان میدهد که هویت دیجیتال و فعالیت آنلاین آنها بخشی جداییناپذیر از هویت نیکوکارانهشان است. یک سازمان مردمنهاد باید به نسل زد این امکان را بدهد که نه تنها از طریق کمکهای مالی یا داوطلبی فیزیکی، بلکه از طریق اشتراکگذاری داستانها، تولید محتوای مرتبط و تبدیلشدن به سفیران آنلاین هم تاثیرگذار باشند. این رویکرد پتانسیل نفوذ همتا به همتا را به حداکثر میرساند.

نقاط تلاقی و تفاوت: پلی برای آینده نیکوکاری
با وجود تفاوتهای ظاهری، نسل هزاره و نسل زد در چند نکته کلیدی نیکوکاری شبیه هم هستند که میتوانند پلی برای آینده مشارکتهای اجتماعی باشند:
- هدفمحوری و تاثیرگذاری: هر دو نسل بیشتر از اسم سازمان، به خودِ مشکل یا هدف اهمیت میدهند و دنبال تأثیرگذاری ملموس و قابل اندازهگیری هستند. این یعنی سازمانها باید به جای تمرکز بر خودشان، روی نتایج و تغییراتی که ایجاد میکنند، تاکید داشته باشند.
- فناوریمحوری: هر دو نسل خیلی به تکنولوژی وابسته هستند و از شبکههای اجتماعی برای پیداکردن، یادگیری، ارتباط برقرارکردن و کمک مالی استفاده میکنند. این واقعیت اهمیت یک استراتژی دیجیتال کامل و پویا را برای هر سازمان خیریه نشان میدهد.
- شفافیتخواهی: شفافیت در نحوه خرجکردن پول و نشاندادن نتایج برای هر دو نسل حیاتی است. آنها میخواهند بدانند پول و وقتشان چطور به بهترین شکل ممکن به کار گرفته میشود.
- مشارکت همتا به همتا (P2P): هر دو نسل تمایل بالایی به شرکت در کمپینهای جمعآوری کمک مالی همتا به همتا دارند. این روش به آنها اجازه میدهد تا از طریق شبکههای شخصی خودشان دایره تاثیرگذاری را گسترش دهند.
- داوطلبی و مشارکت غیرنقدی: هر دو نسل فراتر از کمک مالی، دنبال مشارکت از طریق زمان، مهارت و حمایتهای غیرنقدی هستند. این نشان میدهد که پتانسیل آنها برای حمایت خیلی بیشتر از چیزی است که در کیف پولشان دارند.
شباهتهای زیاد این دو نسل در هدفمحوری، تاثیرگذاری، فناوریمحوری و شفافیتخواهی نشان میدهد که نیکوکاری برای آنها فقط یک کار جداگانه نیست، بلکه بخشی از یک سبک زندگی ارزشی است. آنها میخواهند باورها و ارزشهایشان را از طریق مشارکت در کارهای خیریه نشان دهند.
آشنایی با ۱۲ سازمان مردم نهاد (انواع سمن) در ایران
تمایزها: مسیرهای متفاوت به سوی یک هدف
با وجود شباهتها، تفاوتهایی هم بین این دو نسل وجود دارد که برای جذب و نگهداشتن آنها به رویکردهای متفاوتی نیاز دارد:
- بلوغ مالی و شیوهی اهدای مالی: میلنیالها به دلیل سن بالاتر، پتانسیل درآمدزایی بیشتری دارند و به طور متوسط مبلغ بیشتری اهدا میکنند. در مقابل، نسل زد با اینکه میل زیادی به بخشش دارد، به دلیل درآمد کمتر بیشتر دنبال مشارکتهای غیرنقدی و داوطلبانه است. این یعنی برای نسل زد، تاکید بر داوطلبی و راههای غیرمالی کمک موثرتر خواهد بود.
- نحوه ورود به رابطه: نسل هزاره ممکن است راحتتر وارد روابط مالی شوند، اما نسل زد ترجیح میدهد آرام آرام وارد رابطه با سازمانها شود و قبل از تعهد کامل، فرصتهایی برای درک ماموریت و ساختار سازمان داشته باشد. این نیاز به ایجاد فرصتهای تعامل اولیه با تعهد پایین دارد.
- اهمیت اینفلوئنسرها: هرچند هر دو نسل به شبکههای اجتماعی وابسته هستند، نسل زد به طور خاص، تاثیر اینفلوئنسرها و سلبریتیها را در پیداکردن اهداف خیریه خیلی پررنگتر میبیند؛ ۴۰ درصد نسل زد از اینفلوئنسرها برای پیداکردن اهداف استفاده میکنند. اینفلوئنسر مارکتینگ میتواند ابزاری قدرتمند برای جذب نسل زد باشد.
با وجود شباهتها، تفاوتها در بلوغ مالی، نحوهی ورود به رابطه و تأچاثیر اینفلوئنسرها نشان میدهد که یک رویکرد یکسان برای هر دو نسل کافی نیست. سازمانها باید استراتژیهای چند وجهی را برای جذب و نگه داشتن هر کدام از این گروهها به کار بگیرند. برای میلنیالها، تاکید بر برنامههای اهدای مستمر و داستانهای تاثیرگذار میتواند موثر باشد، در حالی که برای نسل زد، ایجاد فرصتهای داوطلبی خرد، مشارکتهای مبتنی بر مهارت، و همکاری با اینفلوئنسرهای مرتبط با ماموریت سازمان در فضای دیجیتال کلید موفقیت خواهد بود.
دست در دست هم، آینده را بسازیم
شما هم صدای تغییر را در وجودتان حس میکنید؟ میخواهید بخشی از جنبشی باشید که نه فقط کمک میکند، بلکه زندگیها را دگرگون میسازد و امید را میآفریند؟ مهر احسان از شما دعوت میکند تا به جمع ما بپیوندید و دست در دست هم، آیندهای روشنتر برای نیازمندان و کارآفرینان فردا بسازیم.
برای اطلاعات بیشتر و پیوستن به خانوادهی بزرگ داوطلبان مهر احسان، همین حالا به صفحه نیکوکاری داوطلبانه در وبسایت ما مراجعه کنید.
ما منتظر شما هستیم تا با هم، بذر امید بکاریم و آیندهای پایدار بسازیم.
بیشتر بخوانید: کدام یک آینده بهتری میسازد؟ سازمان مردمنهاد یا خیریه! | مهر احسان
الهام بهرامی، نویسنده و مترجم خلاق ایرانی، با اشتیاقی فراوان در پی تولید محتوای متنی جذاب و خواندنی است تا فرهنگ خرد، دانایی، آگاهی و علاقه به مطالعه را در جامعه پرورش دهد.
او سعی میکند افکار و ایدههای نو را به دنیای نشریهها و مجلات بیاورد و خوانندگان را به کشف دنیای شگفتانگیز دانایی تشویق کند.





